كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

827

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

مسجد جامعى ساخت و درين سال اكثر زمستان در گرجستان گذرانيد و سلطان جلال الدّين خوارزمشاه كه از پادشاه چنگيز خان هزيمت شده به ديار هند رفته بود و دو سال مانده و از راه كرمان بازآمده به حدود تفليس رفته بود مولانا كمال الدّين اسمعيل اين بيت در قصيده‌اى مدح او گفته : نظم براق عزم تو گامى كه برگرفت از هند * نهاد گام دوم بر اقاصى اران و افاضل روزگار اين بيت را تحسين نموده در تواريخ ثبت فرموده‌اند . امّا اگر كسى به ديدهء امعان نظر كند داند كه تفاوت ره از كجاست تا به كجا كه آن حضرت بعد از فتح دهلى چندين قلعه‌ها و حصارها و شهرها و قصبها از بلاد هند مسخّر ساخته و در سمرقند جامعى كه پادشاهان به ده سال تمام نتوانند كرد در كمال لطافت پرداخته و متوجّه عراق گشته ارمن و گرجستان را مفتوح گردانيد . شايد اگر اسكندر بودى كه طى اين مسافت كردى ، چند جا اسب دولتش سكندرى خوردى . القصه امير صاحب‌قران از مقران ايلغار كرده عازم جانى بيك ( گرجى ) « 1 » شد و اطراف او گرفته و ولايتش تاخته غنيمت بسيار يافتند و جانى بيك جانى به لب رسيده در مقام انقياد بيرون آمد و حصار و مغاره تسليم نموده لشكر منصور كافران را به قتل آوردند و عمارات ويران ساخته و خانه‌هاى ايشان سوخته معاودت نمودند و امير جهانشاه و امير سيد خواجه چپ و راست تاخته الجاى بسيار گرفتند و آن حضرت از راه سماوا درآمده [ بر سر دره‌اى تاخته قلعه‌اى بود در غايت حصانت و نهايت متانت حاكم آن اوردى بيك نام . او را نيز به غلبه و قهر گرفته با زمين هموار كردند ] « 2 » و از آن‌جا ، به صحراى گرگين « 3 » آمده آن حضرت امير جهانشاه را به رسم

--> ( 1 ) . تكميل از ظفرنامه ( ج 2 ص 175 ) . ( 2 ) . ظف : « در سر دره قلعه‌اى بود بيل نام ، در غايت استحكام و حصانت و نهايت ارتفاع و متانت . . . آن را نيز مسخر ساختند و ويران گردانيدند . » ( 3 ) . ظف : « از آن‌جا كوچ كرده صحراى گرج مضرب خيام نزول همايون گشت . » ( ج 2 ص 177 ) .